|
|
|
|
|
سلام دوستان سبز آریانی.
اولا به افتخار برگشت زهره جون خودم کف . بیارین تو کارش حالا همه با هم هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا در ثانی دز این پست در خدمتتون هستیم با گذارشی از نمایشگاه روز ۵ شنبه. به امید خدا در هفته اینده باز در کنار زهره و ساجده ی گلم مصاحبه ایی جدید تقدیمتون خواهیم کرد از اقای امیر خاص. به همراه عکس های تازه. این شما و این گذارش. ==============================================
روز ۵ شنبه راس ساعت یک ربع به سه رفتم نمایشگاه. اولش خیلی خلوت بود به طوری که اقای پهلوان این طرف غرفه ایستاده بودند.همه دوستداران اریان و هواداران میومدن عکس می انداختند یا امضا می گرفتند.کم کم بیشتر دوستداران گروه اومدند.
وقتی خواستم از اقای پهلوان عکس بگیرم عینک به چشم داشتند یکی پرسید چرا عینک می زنید؟ ایشون جواب دادن اخیرا دور رو خوب نمی تونم ببینم.
بعد عینک رو برداشتند و دوباره به چشم گذاشتند.اینو ببینید:
من یه عکس گرفتم و گفتم میشه عینک رو بردارین یکی بی عینک بگیرم؟اقای پهلوان عینکشونو برداشتن خندیدن و گفتن میخواین پالتومم در بیارم؟
اقای رجب پور و سایر پرسنل ترانه شرقی در محل حضور داشتند.اقای رجب پور مثل همیشه منقلب و نگران از زیادی جمعیت اما فوق العاده سرحال و خوش برخورد.با هوادران صحبت می کردند و پاسخگوی سوالات انها بودند.
اکثرا مردم در مورد کریس دی برگ و البوم ۴ سوال می کردند.به مرور هی به تعداد هوادارن افزوده می شد.همه یا دوربین یا موبایل دستشون بودمثل نور صاعقه فلاشهای دوربین از چپ و راست دیده می شد.و صد البته دوربینها زیر رگبار نگاه های ملامت امیز اهالی ترانه شرقی عکس می انداختند.
ساناز کاشمری هم وسط برنامه رسید.خدا می دونه وقتی خواستم از ساناز جون عکس بگیرم چقدر بهم چشم غره رفتند. ساناز جون هم می خندیدند.
بعد اقای امیر پهلوان اومد.خیلی هوای همه رو داشتن ایشون مرسی امیر خان!
اهالی ترانه انصافا خیلی زحمت کشیده بودند.غرفه ترانه شرقی واقعا قشنگ بود.شایدم حضور اریانی ها قشنگش کرده بود.پر بود از پوستر خواننده هایی که اثارشون توسط این شرکت انشار پیدا کرده بود.اقای رجب پور با خوش رویی پاسخ هواداران رو می دادند. از برخورد گرم و صمیمی اهالی اریان هم که دیگه نمیشه چیزی گفت. مث همیشه شاد سرحال خونگرم صمیمی مهربون.مدام در حال عکس انداختن با هواداران بودند و یا در حال امضا ی پوسترهایی برای دوستدارانشون.خیلی شلوغ بود خیلی.
غرفه کناری ترانه شرقی غرفه ترانه ماه بود تنها مجله ایی که در این نمایشگاه حض.ر پیا کرده بود.مجلاتی از اریان را به دوستداران اریان هدیه می داد.اقای رجب پور چند بار گفتند غرفه ما شلوغ ترین غرفهاین نمایشگاه ست.واقعا هم اینطور بود چنان تجمعی بود که یه بار یه اقایی با بی سیم اومد و گفت جمع نشد لطفا پخش شید.... و چقدرم مردم به حرف ایشون گوش دادند.!!!نمایشگاه در کل بسیار یبا بود از تمام غرفه ها یا صدای ساز زنده میومدیا صدای البوم خواننده های متفاوت .غرفه ترانه شرقی در گرم ترین نقطه نمایشگاه بود خیلی هوا گرم و سنگین شده بود با جمعیت زیاد.
دوستان اریانی زیادی رو دیدم که قبلا نظرات پر مهرشونو در وبها دیده بودم. خانمها دنا یاسمین قاسمی سارا سوگند اتیش پاره دبل سوپر فت اریان! سارا رستمی عزیز که خیلی تو گرفتن غکسها بمن کمک کردند.
خانم رمینا و پانی عزیز.کمی که گذشت تو اون شلوغی برادر اریانی عزیزمون اقای ابراهیم مولایی تشرف اوردند که شاید نصف عکسهای اریانی کامپیوتر هامون ااز لطف و زحمت ایشون و همکارانشون در اریان فور یو باشه.خوب دوستان یه بار دیگه به افتخار برگشتن زهره جون کف مرتب.هورا یادتون نره.در پست بعدی درخدمتتون هستیم با مصاحبه ایی تازه از نینف امیر خاص.ضمنا به پشت صحنه هم سری بزنید مطلب خواندنی به همراه عکس باز در مورد نمایشگاه. شاد و اریانی باشید یه بار ئیگه برگشتن شیرین زهره جونمو به خودم و ساجی تبریک میگم |
||
|
|
|
|
|
سلام.پارت دوم مصاحبه با شراره فرنژاد تقدیم شما دوستان.اما قبل از اون یک چیزی
بگم.کسانی که منو (اترا) می شناسن می دونن که بخوام کاری بکنم اگر و مگر و پیر و پیغمبر سرم نمیشه.یا همه با هم کمر همت می بندیم و دل زهره جونمو بدست میاریم که برگرده و خانومی کنه تو این وب یا گمشده من واسه همیشه تعطیل.این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست.کاملا جدی میگم.یا زهره جونم بر میگرده و بازم میشه خانوم مدیر خودمون یا اینکه با ساجده با یک کلیک وبو واسه همیشه میبندیم.بدون زهره هیچ رقمه نمیتیونیم کنار بیایم. فکر نکین واسه کارایی که زهره برای اریان میکنه. اریان یه بهونه اس اگر حظور عاطفی زهره نباشه من و ساجده هم نخواهیم بود گمشده من هم نخواهد بود عکس های جدید و فیلم و مطلب و پست هم بی خیال میذاریم در کوزه....یه اریانی واقعی می فهمه من چی میگم.درسته به زور نمی شه کسی رو وادار به کاری کرد اما بدون وجود زهره نمیشه ساخت اصلا.یا زهره یا حذف وبلاگ.... من (ساجده) در تائید حرفای آترا باید بگم که این وبلاگ در صورتی کارشو ادامه میده که زهره مدیر باشه وگرنه تعطیل واسه همیشه نوشتم) اومدن به این وبلاگ فقط به خاطر داشتن دوستای خوبی مثل زهره و آترا بود. حالا یا هر سه با هم یا بدون زهره هرگز =============================================
ـ اریان تا به حال لحظات تلخ براتون رقم زده؟ اوه زیاد خیلی زیاد. ... خیلی سختی کشیدیم خیلی جنگیدیم خیلی. ۵۸ ـدر زندگی به چه چیزی خیلی دلبسته هستید؟ خانواده.
۵۹ ـچرا عموما دکلمه و تک خوانی ها به شما سپرده می شه؟ یه کم پر رو هستم شاید....! بی خیال.... جدی می گم یه کم پر رویی می خواد و یه کم روم بیشتره.البته سانازم داره می رسه به من ولی سحر این کار نیست ...نمی دونم شایدم جنس صدای منو علی ونینف بهتر می بینن.
۶۰ ـچه نوع فیلمی شما رو به پای تلوزیون یا سینما می کشونه؟ سینمای ایران رو که نه ولی سینمایی که نگاه می کنم بیشتر دنبال فیلمهای اکتیو هستم. ۶۱ ـ به عنوان یه سنگ نراش دوست دارین کدوم ترانه اریان رو روی سنگ حکاکی کنید؟ گل افتابگردون. ۶۲ ـاظهار نظر دیگران در مورد شما تا چه براتون مهم هست؟ دوست دارم بشنوم چه مثبت و چه منفی! ۶۳ ـیکی از خصوصیاتتون رو بفرمایید که دیگران کمتر به اون پی بردند؟ من اینقدر رفتارم رک هست که بعید می دونم کسی به چیزی از من پی نبرده باشه نه چیز خاصی ندارم. (واقعا همین طوره که خود شراره ی عزیز می گه ایشون فوق العاده رک هستن...!) ۶۴ـجدید ترین رویداد زندگی؟ سور پرایز اریان ۴!
۶۵ـاگر قرار باشه برای شما یک جانشین تعیین شه توی گروه کدوم بانوی نوازنده رو در حد خود موفق می بینید؟ زیادن دخترایی که ساز می زنند و می خونند ولی متاسفانه فضایی برای کارشون نیست خیلی هم خوبن فکر نکنید که نیستن.اسم هم بیارم نا شناخته اند. ۶۶ ـبرنده واقعی در زندگی؟ کسی که بدونه چی می خواد.... خب شما الان چی می خواین؟ من چیزایی که میخوام سعی می کنم برسم بهشون چون در هر وقطعی یه چیزی می خوام یه مقطع رو مشخص می کنم سعی می کنم برسم بهش.
۶۷ ـاز چراغ جادوی علا الدین چی میخواین؟ یه بی ام وه... ۶۸ـبهترین مصاحبه ایی که تا به حال داشتین؟ و قطعا این مصاحبه نبوده... اختیار دارید پرسش های تو خیلی سخته....یادم نیست کی بود و کدوم مجله بود اما اومدن تو ترانه شرقی یه و یه سری سولای عجیب غریب... ۶۹ـتلخ ترین کابوسی که دیدین؟ من خواب یادم نمی مونه خوشبختانه... ۷۰ـگنده ترین دروغی که شراره فرنژاد تا حالا گفته؟ دروغ نمی گم حداقل دروغ گنده نمی گم...مصلحتی ممکنه یه کوچولو ولی دروغ گنده نه واسه همین از ادمای دروغگو واقعا متنفرم. ۷۱ ـاگه یه هوادار اریانی بودین دلتون می خواست از دوم یک از اعضای اریان امضا بگیرید؟ اها.... به این می گن سوال اساسی....احتمالا علی پهلوان چون اولین چیزی که به چشم میاد خواننده ها هستن و من از بین خواننده ها علی رو انتخا می کنم چون جنس صدای علی رو می پسندم.
۷۲ ـچه توقعی از زندگی تون دارین؟ با ما راه بیاد دیگه.... اخه معمولا راه نمی یاد... ما داریم فشار میاریم راه بیاد. ۷۳ ـچه زمانی دنیا واقعا به کامتون بوده؟ من وقتی چیزی رو میخوام به دست میارم دیگه از خوشحالی پاهام روی زمین نیستن دیگه. ۷۴ ـکدوم مزه رو دوست دارین؟ تلخ.... ۷۵ـبهترین کادو رو از کدوم هوادار گرفتین؟ خیلی هدیه های خوب گرفتم اینکه همیشه به یادمون هستن.
۷۶ ـچقدر به مد اهمیت میدین و فکر می کنین خوبه ادم پیروی از مد بکنه؟ اهمیت میدم ولی مد قابل اجار ساده و شیک. ولی یه سری چیزایی رو که توی خیابون می بینم اینا رو مد نمی بینم نه. ۷۷ ـشیرین ترین و بزرگترین ارزوی دوران کودکی تونو به یاد دارین؟ شاید شیرین نباشه اما شیرینیش تو چهره ام مونده.سه سالم بود خیلی تپل بودم زمین پارکینگ رو شسته بودن من با دوچرخه تپ تپ از پله های زیر زمین سر خوردم ترمز ش رفت تو لپم. مامانم خیلی هول کرده بود همونجوری منو چسبوند به سینه اش رفتیم دارو خونه گفتن بخیه نزنین جاش می مونه که البته جای بخیه نموند اما جای ترمز موند. البته پرسش من ارزو بود جواب شراره جون خاطره حالا بی خیال... ۷۸ـ به نظر شما اعتقاد به چی غیر ممکنه؟ خیلی سخته سوالت.....رسیدن به خدا چون با قی شو ممکن می بینم. ۷۹ـ تا حالا شده کاری رو که دوست ندارین مجبور باشد انجام بدین؟ اره خیلی زیاد. خیلی زیاد مجبور شدم. ۸۰ـپر احساس ترین لحظه زندگی شما؟ دیدن حس قشنگ هوادارن. ۸۱ ـدر اجراهاتون چه چیزی در ذهن مردم خیلی ماندگار میشه از اریان؟ اینکه روی صحنه خیلی راحتیم با مردم . علی و پیام همیشه خودشونن تقلیدی نیستن. مجری جنگ نیستن وانمود نمی کنن کس دیگری هستن. ۸۲ ـ تا به حال شده غیبت کنن در مورد شما و شما بشنوین؟ غیبت رو معمولا نمی شنوی چرا مگه به گوشم رسیده باشه. ۸۳ـامکان داره شراره فرنژاد رو روزی با سازی غیر از گیتار روی صحنه در جمع گروه ببینیم؟ امکانش هست ولی یکدفعه نه چون غیر از گیتار سازی هنوز یاد نگرفتم. ۸۴ ـتا به حال در البوم ها و کنسرتهای سنتی همخوانی داشتید؟ نه اصلا اون حس رو ندارم. ۸۵-چه چیزی در زندگی اون قدر برای شما دارای ارزشه که به خاطرش حاظرید از باقی چیزا بگذرید؟ فکر می کنم ویانا.
این نقاشی شراره ی عزیزمون هست از خانم یاسمین قاسمی هم ممنونم برای خاطر عکس
|
||