تبليغاتX
آریان...گمشده من (تعطیل شد) - مصاحبه با نینف امیر خاص پارت اول.....
تو یعنی گمشده من که به وسعت نگاهم.....بیقرار دیدن تو عاشقونه چشم به راهم
دوستان سبز اریانی. همراهان همیشگی وب گمشده من. این بار در این پست در

خدمتتون هستیم با مصاحبه اقای امیر خاص که بهتون قول داده بودیم. قبلش چند

مورد رو بگم براتون.عکس های نمایشگاه رو من اپلود کردم و اگر می بینید عکسها

ادرس سایت روشون بلانسبت شما قدر سر بز شده من پوزش می خوام.این فتوشاپ

من خل شده بود کار نمی کرد اصلا تایپ نمی کرد منم مجبور شدم برم سراغ برنامه

های گرافیکی خود ویندوز.بهر حال ببخشید اما ظرف چند روز اینده حتما درستش

می کنم و براتون عکسها رو کامل و درست و خوب می ذاریم پس دلخور نباشین

اشتباه منو هم ببخشید.مورد بعد این که  زمانی که مصاحبه با نینف امیر خاص انجام

شد. دورادور ب از طرف مقامات بالا به گوشمون رسید که این مصاحبه یک مصاحبه

خصوصی و شخصی بوده.شما عزیزان که الان این مصاحبه رو می خونید خب منت

سر ما می ذارین و نظرات پر مهرتون رو هم می نویسید برامون ممنون میشیم بدونیم

که ایا این مصاحبه به نظر شما دوستان واقعا خصوصی هست؟ این برامون خیلی

مهمه که بدونیم! بدونیم که اگه این جور مصاحبه ها خصوصیه پس مصاحبه تخصصی یا

مثلا هنری به چی میگن؟ ضمنا اگه مشکل پست قبلی در عکسهای این پست هم

بود من بازم معذرت میخوام به امید خدا درستش می کنیم این شما و این هم اقای

امیر خاص عزیز.

=============================================

.چه عوامل و چه شرایطی می تونه باعث موفقیت بهتر و بیشتر آریان

بشه؟  شرلیطی که میتونه باعث موفقیت اریان بشه به ۲ دسته است یکی شرایط

درونی خود بچه های گروه است که هر چقدر نزدیکی و صمیمیتشون با هم بیشتر

باشه و از نظر روحیه شخصی تو شرایط مساعد تری باشن مسلما بازده کاریشون

بهتره ضمن اینکه تمرینات شخصی شون در رابطه با سازی که دارن می زنن

و فعالیتهای شخصی شون و همینطور به صورت فردی کارهای خوبی رو که هست

گوش کنن این میتونه رو پیشرفت کاری تک تکشون تاثیر بذاره.در کنار این  عوامل

 بیرونی و شرایطی که برای کار کردن نیاز هست هر چقدر که اینها مساعد تر باشه و

بها داده بشه به اصل ماجرای موسیقی خود به خود تاثیر در موفقیت داره یه مطلبی

هم هست و اینکه مخاطبین هر چقدر که اونا حمایت بکنن به عناوین مختلف خر

طوری که بتونن حمایت کنن از هنرمند مورد علاقه شون این میتونه به پیش رفت کار

کمک کنه.

۲-نقش دولت رو درحمایت از موسیقی تا چه حد موثر می بینید؟

یه بخشی از کار ها هست که هم حجم وسیعی از فعالیت رو میطلبه که در توان

کس دیگری جز دولت نمی تونه باشه مثلا ایجاد سالن کنسرت.یه بخش دیگه عوامل

اجرایی دولت مثلا ارشاد در نوع بررسی اثار مثلا مجوز دادن هر چقدر که این کار

علمی تز انجام بشه نه سلیقه ایی و در کنارش تسریع ایجاد بشه این باعث میشه

تعداد کارهایی که توی بازار عرضه میشه و به طبع اون مردم حق انتخاب بهتری

خواهند داشت تعداد این کارها بیشتر میشه و از طرف دیگه عوامل دیگه ایی که در

اختیار دولت هست مثلا می تونم بگم امکانات اجرایی میتونه حمایت بکنه از تولیدات

داخلی.یه بخش دیگه میتونه احمایت از کارهای اورجینال باشه قانون مولفین و

مصنفین رو میگن برای جلوگیری از تکثیر غیر مجاز اثاری که براش خیلی زحمت

کشیدن و هزینه صرف شده این کار میتونه باعث حمتیت اون هنرمند باشه

هم تهیه کننده ایی که کارهای اون افراد رو منتشر میکنه.

 

۳-به اعتقاد شما هنر موسیقی تجربی اش موفق تره یا اینکه شخص هنرمند دوره

دیده باشه؟ اینا دو تا مساله است که کاملا لازم و ملزوم همند من نمیتونم بگم این

بهتره یا اون الان مثلا من یه مثال از خودم بزنم من رشته ام مهندسی کامپیوتر بوده

ولی هیچ نوع تجربه عملی در زمینه کامپیوتر ندارم و فقط در حد یک یوزر معمولی ازش

استفاده میکنم.(خنده ) یا کار اضافه اینکه از اپشن هایی برای موسیقی و تنظیم

استفاده می کنم.ولی من امروز اگر بخوام خودم رو به عنوان یک مهندس کامپیوتر

معذفی کنم هیچ بکگراند تجربی و عملی از این قضیه ندارم و نمی تونم بگم مهندس

خوبی ام. چرا از نظر تئوری اطلاعات خیلی بالایی دارم ولی این اطلاعات بالا امروز در

زمینه عملی به درد نمی خوره. بر عکس اون هیچ نوع تحصیلات اکادمیک موسیقی

ندارم ولی ۸ سال فقط با اریان تجربه کار دارم که این خودش به اندازه ده تا دانشگاه به

ادم کمک میکنه و اطلاعات میده خوبه که ادم هر دوش رو بهره مند باشه من بدون

داشته های تئوری نمیتونم استفاده مثبت از تچربه بکنم و بدون دست زدن به تجربه

عملی نمی تونم داشته هامو به نتیجه برسونه.

۴-چقدر زمان نیاز هست تا موسیقی به استاندارد های معمول و متداول خودش

برسه؟ چیزی که تو ایران تعریف شده متاسفانه ما هیچ تعریف استانداردی از

موسیقی پاپ در ایران نداریم چون این موسیقی یکی دو سال قبل از اینکه اریان

فعالیتشو شروع کنه  با یک تغسسر دیدگاه اومد. گفتن یه همچین چیزی لازمه باید

باشه بیایم ازادش کنیم موسیقی پاپ اومد فعالیتشو در وهله اول با یک گرته برداری

از نمونه های مثلا موسیقی ایرانی خارج از کشور یا نوعی موسیقی پاپ که در خارج

کشور بود شروع کرد.

یعنی هنوزم استانداردی برای این داستان تعریف نشده.

هیچوقت...هنوزم که هنوزه تعریف ثابت مشخص بدرد بخوری نداره یعنی استاندارد

قابل قبول و مدونی وجود نداره که شما بگید خب من الان میخوام موسیقی پاپ یاد

بگیرم باید از کجا شروع کنم.چی کار کنم.

با این اوصاف شما چطور تنظیم کننده شدین؟

من نشستم موسیقی هایی که در اختیارم بود گوش کردم یه سری البوم رو به کمک

یه سری از دوستان قبل از اریان نشستیم زدیم تجربه کردیم مثلا یه صدایی تو یه

اهنگی رو می شنیدیم سعی میکردیم اونو عینا توی سینت سایزر پیدا کنیم.بعد کم

کم با صداهای مختلف اشنا شدیم. همه اش خودمون..یعنی یک چیزی رو می

شنیدیم شبیه سازی می کردیم هیچ پایه و اسا مشخصی برای اینکار وجود نداشت

وقتی موسیقی پاپ ازاد شد گفتند بیارید اثرتونو ما باید چی ارائه می کردیم؟چی می

شد؟ سیستم ازمون و خطا بود.من یه کار می برم اونجا گوش می کنند اگر شرایط

اجازه بده و از نظر مسایل فنی ایراد نداشته باشه میاد بیرون اگر نه شرایط خاصی

حکم فرما باشه مثل شرایط البوم اول ما بهر حال قضیه فرق میکنه.یکی از ایراد هایی

که میگیرند بما میگن چرا در البوم اول همه اش از گل و بلبل حرف میزدید من به اینکه

کار قشنگه یا نه کاری ندارم حتی اگر قشنگ هم نباشه ما بج این کار دیگه ایی

نمیتونستیم بیرون بدیم.که مجوز بگیره.

 

۵-یعنی موسیقی پاپ هنوزم نو پاست؟

هنوزم نو پاست در ایران چون ما هنوزم داریم گرته برداری میکنیم هنوزم هیچ کار

جدیدی نکردیم یه سری ادمایی اومدن ابتکارهایی به خرج دادن سعی کردن شبیه

کس دگه ایی نباشن مث اقای عصار .........مثل خود اریان ....حالا نمیخوام اسم ببرم

 ولی اون مبانی این کار حالت درست وصحیحش باید وارد بشه روی ترانه سرایی یه

کار اموزشی خوب انجام بشه اگر اینها جمع بشه یه کارگاه اموزشی یه کلاس درس

باشه کسانی که میخوان ترانه بگن بدونن چی صحیحه اونوقت استانداردی از ترانه

سرایی  و موسیقی درست میشه.مرحله بعدی فراهم کردن شرایط اجرایی هست با

کیفیت بالا.یعنی نباید بیان به بهانه اینکه الان فلان چیز ممکنه خوب نباشه بیان

جلوشو بگیریم. نه باید کمکش کنیم بیاد تو مسیر صحیحش و کار بکنه.

یعنی سلیقه ایی برخورد نشه؟

دقیقا الان یعنی مهم ترین اتفاقی که توی بحث موسیقی هست همین مبحث سلیقه

ایی بودنش هست چه در زمینه تولید چه در زمینه عرضه کار و چه مجوز. یعنی یک

سلیقه ایی اینو می پذیره حمایت میشه میره جلو.

۶-درمورد تلفیق موسیقی سنتی و پاپ چه نظری دارید؟

چیزی که صرفا مختص ایران نیست یعنی امروز شما در موسیقی کشورهای مختلف

ترکیه رو ببینید عربها هندی ها و حتی موسیقی خاور دور رو ببینید و حتی سبکهای

سنتی اروپایی و فولکهای اروپایی میبینید اومده با ساز بندی های پاپ ترکیب شده

یعنی مثلا تمپوی عربی و قانون و کمانچه دارن نقش اصلی و روبنایی رو بازی میکنن

توی موسیقی در حالیکه زیر ساخت اون موسیقی کاملا پاپ هست و ساز بندی های

پاپ رو هم می بینید.این یک تجربه خیلی جالبه.جایی که اینکار هوشمندانه انجام

بشه مبحث هماهنگی موسیقی درش رعایت بشه و هر سازی سر جای خودش بیاد 

به طوری که مزاحم هم نباشن و مکمل هم باشن میتونه خیلی تاثیر خوبی داشته

باشه.هم برای کسی که پاپ دوست داره و هم برای کسی که سنتی رو دنبال

میکنه به نوعی یکپارچه کردن مخاطبهای هر دو گروه هست.

۷ـدر موسیقی ایرانی ما این سبک چه جایگاهی داره؟

توی موسیقی ما هم این کار داره توسط برخی هنرمندان انجام میشه من یه نمونه

مثال بزنم که البته اون ترکب راک با سنتی بود گروه اوهام تو ایران اومد دف و ضرب رو

اورد تو موسیقی راک گیتار الکتریک یه بخش ملودی رو زد سنتور یه بخش دیگه رو زد

یا تار با گیتار ترکیب شد اینا ترکیبهای زیبای هست اگر این کار با فکر و هوشمندانه با

در نظر گرفتن ساز شناسی صحیح میتونه بسیار جالب باشه.

۸ـ شما در گروه به چی معروفید؟

والا اینو از من نباید بپرسید باید از باقی بچه ها بپرسین ولی اصولا ویژگی های زیادی

دارم که هر کدوم میتونه واسه یکی از بچه ها جالب باشه یه عامل مشترکی که

هست اینه که ه کی هر مشکلی پیدا میکنه اولین کسی که زنگ بزنه بهش و غربزنه

منم. معمولا به زیاد صبور بودن معروفمچون کار من کمی سنگینه دائم سر و کله زدن

با عوامل فنی کار وقت گذاشتن برای ادیت و میکس یک کارو....اینا چیزایی بوده که

بیشتر گفته شده .........

۹ـبا توجه به اینکه خودتون و پدر گرامی تون در زمینه موسیقی آشور فعالیت داشتین

قصد بازتاب دادن این کار رو در اریان دارین یا نه؟ مثلا ترانه مثل کبوترای سپید

مخلوطی از فارسی و اشوری؟

موسیقی اشوری مثل خیلی از موسیقی های منطقه خاور میانه شامل ایران عراق

ترکیه و ....کلا موسیقی بسیار غنی داره و محدود به یک ریتم و یک دستگاه و یک

سبک نیست.سبکهای مختلف داره موسیقی اشوری بنا به تغییراتی که درش بوجود

امده در طی گذر سالها سبکهای مختلفی داره و خیلی به موسیقی ایرانی عربی

کردی و ترکی شباهت داره. رقصهای محلی خاصی براش وجود داره.شاید در البوم ۴

شما گوشه هایی از این نوع موسیقی رو بشنویدولی نه در قالب کلام چون کلام

اشوری کلامیه که اولا شنونده زیاد نداره چون اشوری ها جمعیتشون کمه.مابقی

ملل و اقوام که تعداد جمعیت بیشتری دارن بهتر میتونن با اهنگهای چند زبونه

 ارتباط برقرار کنن.اگر کار بیکلام بود حق با شماست خیلی خوب میشد سبک

موسیقی اشوری رو اورد و دخول کرد در اریان.امروز ریتمی داره در وسیقی دنیا رعایت

میشه یک ریتم۲/۴ سیاه پوستی و هیپ هاپ که خیلی شبیه ریتم ۲/۴ اشوریه ما

اینو وارد یکی از ریتمهای اریان ۴ کردیم.این تنها کاریه که در این زمنه انجام شده.

۱۰ـمحبت کنید تعریفی از موسیقی کلیسایی به ما بدین؟

تئوری موسیقی از ایتالیا اومد. از کلیسا هایی که اون زمان سرودهای مذهبی رو

که با ارگ میزدن.موسیقی کلیسایی بنا به شراطی که اون زمان داشت برای اینکه

بتونن یک هماهنگی بین خواننده های کر کلیسا به وجود بیاورند. و از طرفی بتونن

اون موسیقی رو به ثبت برسونن.پایه و اساس نت نوسی و هارمونی رو ایجاد کردند.

اولین بار توی کلیسا ایت اتفاق افتاد.درواقع همون سرود های مذهبی رو که تا به

انروز شاید فقط همین جوری می خوندن و هیچ سازی نبود که باهاش بزنن اومدن

اینو ساخت یافته کردند و اوردنش توی تئوری. کر را تقسیم بندی کردند بین چهار تا

صدا. دو تا زنانه دو تا مردانه.باس تنور التو و سوپرانو.و خود به خود چون پایه و اساس

این کار از اونجا اومد این را گفتند موسیقی کلیسایی.

۱۱ـاگر قرار باشه یکی از ترانه های اریان رو به والدینتون هدیه بدین کدوم رو پیشکش

میکنید؟

خیلی سوال سختیه....... ... هر کدومش اخه یه سبکه من نمی دونم.....

اخه اکثر ترانه های اریان که مستقیما به مادر تقدیم شده مابقی ترانه های ما غالبا

به طرف مقابل تقدیم شده.شاید بمون تا بمونم ترانه اش جوریه که بهتر میشه چون

وقتی سایه یک پدر و مادر بالای سر بچه هاشون باشه و باشن همیشه این طبیعتا

تاثیر خوبی روی بچه ها داره و امید به اینده رو درشون زنده نگه میداره. فکر کنم بمون

تا بمونم رو تقدیم والدینم کنم.

۱۲ـتا به حال شده از کار کردن برای اریان خسته شین با بدتون بیاد؟

نمی تونم بگم اصلا پیش نیومده که ادم  مثلا برای یک لحظه بگه که این چیه دیگه

اصلا نمی خوام کار کنم. به خاطر خود اریان قطعا نبوده.اون چیزی که ۷ سال ۸ سال

تونست ما رو پیش هم نگه داره نزدیکی فکری روحی و عاطفی بچه های اریان به

یکدیگر هست.اختلاف سلیقه وجود داره. همون طور که شما توی تمام خانواده ها

می بینید.حتی یک زن و شوهر که دو نفرند گهگاهی با هم اختلاف پیدا می کنند

حالا شما فکر کنید ما اون زمان ۱۱ نفر بودیم حالا الان مثلا ۹ نفریم.این اختلاف

سلیقه بوجود میاد ولی هیچوقت باعث نشده کسی بگه دیگه از اریان خسته شدم

نمی خوام کار کنم.ولی فشار های کاری علی الخصوص فشار هایی که از بیرون بما

وارد میشه واقعا گاهی باعث میشه ادم مستاصل بشه و بگه نمی دونم که دیگه باید

چی کار بکنم.البته اریان کمتر براش از این اتفاقات افتاده ولی نمی تونم بگم پیش

نیومده همچین حالتی ولی بعد یه مدت سعی کردیم خودمونو پیدا کنیم و به اون

مشکل غلبه کنیم.

۱۳ـ غم انگیز ترین غروبی که داشتین؟

باورتون میشه من غروب غم نداشتم برعکس غروبهای جذاب خیلی داشتم

ترانه همراز........

ترانه همراز یکی اش بوده....کیش یادمه هم غروبش هم طلوعش جفتش روی من

همیشه تاثیر خوب داشته.تو کشتیرانی غروب رو دیدیم تو ساحل اصلی کیش غروب

رو دیدیم. یکی دو تا مسافرت خوب رفتم شخصی بوده و باز غروب رو دیدم.یکی از

جالب ترین هاش این بوده که یادمه در واقع یه مسافرتی رفته بودیم ما سمت ارومیه.

سلماس و رضائیه؟که اشوری ها انگار اونجا زیادن.....

بله اشوری ها اونجا زیادن خیلی ما داشتیم از گردنه قوش چی طرف سلماس

میومدیم پایین. تابستون بود و برای دیدن یکی از اقوام رفتیم اونجا.از صبح زودش ما

تو سلماس بودیم و بعد داشتیم با ماشین بر میگشتیم طرف ارومیه تقریبا نزدیک

غروب افتاب بود و گردنه در تابستون یه حالت خیلی جالبی داره.خیلی سرسبز میشه

ما با تاکسی داشتیم بر میگشتیم یکی از این عاشق ها که مثلا میخونن تو ماشین با

ما همراه بود. وقتی فهمد ما هم تو کار موسیقی هستیم این شروع کرد به خوندن. با

سازش این قدر این منظره برای من دلچسب بود که ما داشتیم از تو گردنه میومدیم

یه جایی بود فاصله بین دو تا کوه و اون جلو دریاچه از دور معلوم بود که افتاب داشت

پشتش غروب می کرد. اصلا یک منظره فوق العاده بود عین کارت پستال بود.و با

صدای این ادم عجین شده بود با اینکه متوجه نمی شدم چی میگه چون من اذری بلد

نیستم ولی تن صداش اینقدر گرم و جذاب بود و اون منظره هم کمک کرده بود . یادمه

از اون مسافرت که برگشتم همه اش تو ذهنم این منظره بود که یه اهنگ همینجوری

معمولی ساختم تا این حد برام جالب بود.

۱۴ـدوست دارین به دیگران چی هدیه بدین و به عنوان هدیه از دیگران چی دریافت

کنین؟ در هدیه دادن ادم خسیسی نیستم همیشه نگاه میکنم یه سن و سال و

روحیات طرف مقابلم.بهترین چیزی هم که دوست دارم هدیه بگیرم شاید کتاب شعر

باشه.

۱۵ـبا توجه به جامعه و فرهنگ ایرانی شهرت براتون ایجاد دردسر کرده؟

یه بار پیش اومد که تو نمایشگاه کتاب بود که داشت غرفه رو سرمون خراب می شد.

نیروی انتظامی وارد شد مردم رو جدا کرد و یه خورده برای بچه های ما دردسر ایجاد

کرد.

۱۶ـاولین خاطره شهرت نینف امیر خاص؟

یک واقیعتی وجود داره در مورد من و اینکه شهرت نینف امیر خاص چهره ایی نیست

از من فقط یک اسم می شناسند که نود درصد هم درست تلفظش نمی کنن....

علی پیام سیامک رو با چهره می شناسند من کمتر با چهره شناخته می شم.

که مثلا توی خیابون برم بگن وای این نینف امیر خاص و ....خیلی کمه مگر اینکه واقعا

با بچه های گروه باشیم همه با هم مارو ببینن و بشناسن.

۱۷ـبا ارزش ترین چیز در زندگی؟

به نظر من سلامتی تا وقتی که سلامتی نباشه تو همه چی تو همه ابعاد هیچ چیزی

تو دنیا به اندازه این ارزش نداره وقتی ادم سالم باشه می تونه هر کاری انجام بده.

۱۸ـبرخوردتون با مختلفین به چه صورتیه؟

من اعتقاد دارم تبادل افکار به هر صورتش خوبه. چه زمانی شما با کسی که هم فکر

شماست تبادل افکار می کنید خوبه چه زمانی که فکرش با شما مخالفه ولی یه

چیزی برام خیلی مهمه نیت اون ادم نوع برخوردش و نوع مطرح کردن مطلبش چیو

میرسونه؟مثلا با علی پهلوان توی تالار وحدت رفته بودیم برای همایش موسیقی پاپ

بود جمعی بودیم از جمله استید شورای موسیقی اقای دکتر ریاحی هم اونجا بودن به

عنوان نمایندگان شورای موسیقی. وقتی یک نفر اونجا نشسته و میگه :شما برای

چی گروه اریان رو اوردید؟ادم نبود شما برید بیارید رفتید اینا رو اوردید؟خوب شما

وقتی چنین جمله ایی بشنوید این جمله چیو میرسونه؟

مکان رو ترک میکردید؟

نه خب هیچ وقت چنین کاری نمیکردیم بهر حال به اون جمع احترام می ذاشتیم.

خودشون شروع کردن جواب اون طرف رو دادن. یعنی من اینو بهتون میخوام بگم

این دیگه بحث مخالفت علنیه این دیگه بحث اینکه فکر من با فکر شما مخالفه نیست.

این یعنی من بدم میاد تو انجای این دیگه بحث حسادته و داستان اختلاف فکر و

سلیقه نیست.

۱۹ـاز چه تیپ ادمایی خوشتون میاد و از معاشرت با چه افرادی باید دوری کرد؟

من اصولا ادم معاشرتی هستم و از معاشرت با هر نوع ادمی لذت می برم.نمیشه

بگم طیف خاصی هستن از ادمای سر زنده و سرحال که انرژی مثبت می دن خیلی

خوشم میاد ولی از افراد حسود و دو رو متنفرم. اصلا نمی تونم تحمل کنم یعنی

واقعا بدترین اتفاق برای من همینه که با این افراد رو به رو بشم.

۲۰ـبا تجملات در زندگی تا چه حد موافق هستید؟

تا حدی که روحیات یک ادم رو پروذش بده و به مثبت شدن روحیه یک ادم کمک بکنه

مهم نیست تجمل باشه  یا چیز دیگه چون بهر حال ادم بخواد یا نخواد همیشه این

نیست که نیازهای اولیه شو داشته باشه بعد بگه خب همینه دیگه زندگی یعنی من

بخورم بخوابم برم سر کار برم حموم و ....تجملات مکمل زندگی اند ولی نه تا اون

حدی که من اینقدر براشون دست و پا بزنم که اون چیز لوکس رو بدست بیارم

ولی ارضام نکنه به محض اینکه بدست اوردم به فکر چیز لوکس بعدی باشم.خیلی

ها اینجوری اند یعنی شما می بینید دلیل اینکه دنبال چیز لوکس هستن این نیست

که لذت ببرن ازش دلیلش اینه که چون فلانی داره منم داشته باشم.من این فلسفه

رو قبول ندارم.چرا منم چیزای لوکس زیاد تو زندگیم دارم ولی چیزایی که ازشون لذت

می برم.

۲۱ـشما هم برای ورود به دانشگاه خیلی سوخت و سوز داشتید؟

خوشبختانه من درسم بد نبوده هیچوقت. در این حال هم سختی به خودم توی درس

خوندن ندادم.نه دبیرستان نه دانشگاه.سر کنکور چرا یک ذره سر تست زدن کمی

وقت گذاشتم .لی نمیخوام بگم که رفتم کلاس کنکور رو تمام کتابامو ریختم رو سرم

و ... اصلا به چنین چیزی اعتقاد نداشتم.نهایتش در این رشته ایی که دوست داشتم

قبول شدم اونم در شرایطی که فکر می کردم قبول نشدم.

۲۲ـاز شیطنتهای دوران کودکی تون؟

شیطنت همه جوره داشتم از شیشه شکستن بگیرید تا پرت کردن اسباب بازی ها

از پنجره رو سر مردم و .... چه می دونم کدومشو بگم. شکستن شیشه های خونه

خیلی مد بود شیشه بر دیگه تقریبا با ما رفیق شده بود همیشه یک توپی یا چیزی تو

این شیشه ها می خورد یا اینکه با دوچرخه برم تو دیوار رو .خیلی از این کارا می

کردم.

خب دوستان عزز اینم پارت اول مصاحبه منتظر پارت دوم باشید با عکسهای بهتر.

شاد باشید.

زهره اترا ساجده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط زهره"آترا"ساجده "  |