تبليغاتX
آریان...گمشده من (تعطیل شد) - دومین سالگرد تاسیس وبلاگ...نوروز 1387 مبارک باد"برای همیشه تعطیل"
تو یعنی گمشده من که به وسعت نگاهم.....بیقرار دیدن تو عاشقونه چشم به راهم

**تاریخچه وبلاگ**

آغاز به کار:۲۸/۱۲/۱۳۸۴

پایان کار:۲۸/۱۲/۱۳۸۶

تعداد پستها:۱۴۴

دوستانی که به ما لطف داشتن:سوگند٫دنا٫مهدیه٫ساراو....

ملاقات همکاران وب:۱بار"زهره و آترا در تهران"جای ساجده عزیز بسیار خالی بود"

پست های برتر:مصاحبه با شراره فرنژاد٫مصاحبه با نینف امیرخاص٫مصاحبه با مرتضی مسعودزاده٫گزارش اختصاصی از نمایشگاه آثار موسیقی٬و.....

اولین کسی بعد از تولد وب پارسال در وب کامنت گذاشت:(بازهم برای دومین بار):آقای ابراهیم مولایی"

آخرین کسی کامنت گذاشت:نیوشا

 

***بیوگرافی همکاران وبلاگ***

زهره هوشمند:

 زهره هوشمند "۲۰ سال" دانشجوی رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه آزاد اسلامی"متولد و ساکن کرمان"...."به موقعش شوخ طبع"بسیار زودرنج"حساس"عاطفی"خانواده دوست"روراست "گاهی اوقات عاشق سر به سر گذاشتن و اذیت کردن"زمانی عصبانی بشه از شر جیغ هاش کسی در امان نخواد بود"......عاشق اینترنت"موزیک"وبلاگ نویسی"درس خصوصا انگلیسی"و.....عاشق دوستای واقعیش" سابقه ی ۲سال وبلاگ نویسی برای گروه آریان"

آترا رهگذر:

اترا رهگذر ۲۲ سال متولد و ساکن تهران. دانشجوی ادبیات فارسی محض.یه زمانی دیوانه اریان بودم الان  کمی بهبود پیدا کردم.از دست پرسنل ترانه خیلی ناراحتم.خیلی اذیتم کردن. اصلا ازشون نمیگذرم.خیلی ادم رکی هستم. به همین خاطر خیلی ها از دستم نازاحت می شن زود. دیوانه وار عاشق  شیفته و دلباخته چایی و کامپیوترم هستم.اگه روزی اترا مرد بدونید چایی نخورده و کامپیوترش خراب بوده.سابقه کار هم من ندارم ! پرسنل ترانه نذاشتن سابقه دار بشم.عینک افتابی اقای رجب پور رو هم عاشقانه دوست می دارم....!

ساجده سلحشور:

ساجده سلحشور ۱۹ ساله دانشجوی رشته زبان و ادبیات انگلیسی متولد و ساکن همدان. خیلی شوخ طبع و با ظرفیتم اما زود رنجم هستم. خیلی رک و رو راست. از اذیت کردن دیگران گاهی لذت می برم. اما ترجیحا کسی سر به سر من نذاره چون قاط می زنم. معتاد اینترنت. ۸۰٪ زندگیم موسیقی (عاشق ابی - قمیشی - گوگوش - سلن دیون - امیر تاجیک و چند تای دیگه) عاشق فیلمای هالیوودیم. فوتبالی هم هستم. از گفتن سایر خصوصیاتم پرهیز می کنم چون خیلی شبیه زهره میشه. نمی دونم والله. شایدم با زهره همزاد باشم.

 

** مصاحبه ها و سوالات نوروزی**

 ***سوالات نوروزی از شراره فرنژاد***

۱.در لحظه تحویل سال چه چیزی را از خداوند میخواهید؟

اول سلامتی دوم موفقیت.

 ۲.اگر به شراره فرنژاد میگفتن یه سفره هفت سین به میل خودت بچین با چی سفره جدید رو خلق میکردین؟

 مامانم.بابام.شهروز برادرم.ویانا.گیتلر برقی هم جدید اومده.و یک علامت سوال.

۳.دوست دارین جای کدوم یک از این وسایل هفت سین بودین؟.......سیب ماهی سرکه؟

 یه چیزی که خورده نشه....(در حال فکر کردن.....)*

ماهی خوبه؟......

نه ماهی زود میمیره...

۴.هنوز هم از پدر و مادر هدیه میگیرین؟

آره...معمولا میدن عیدی رو.

۵.یک خاطره از ۱۳بدر تعریف کنید؟

همیشه ۱۳بدر خاطره بد داره.داشتیم وسطی بازی می کردیم برادرم ابروش شکست.چنان خون روی چشمش رو گرفته بود فکر کردیم کور شده.بعد وقتی که تمیز کردن متوجه شدیم ابروشه خیلی خوشحال شدیم.

۶.یک خاطره از ۴شنبه سوری؟

خیلی خاطره خاصی ندارم.چون خیلی بیرون نمیرم الان.بچگی ها میرفتم اما الان از این سروصداها فراری ام.

۷.تا به حال شده آخر سال باشه و شما دوست داشته باشید اون سال هرگز تموم نشه و میگفتید ای کاش میشد نگهش داشت؟

نه چون همیشه چیزای جدید رو دوست دارم سال هم یکی از همون چیزایی که نوشو دوست دارم.

۸.عید نوروز شما رو یاد کدوم خاطره کودکی میندازه؟

منو یاد چیزی نمیندازه.چون همه اش فکر و ذهنم اینه که همه چیز نو میشه و خدا کنه سال خوبی باشه و....

۹.بهترین اجرای نوروزی؟

معمولا اجراهای کیش بوده مخصوصا یک بار ۱۰شب پشت سر هم...وای چه کیفی داشت!!!

۱۰.در نوروز دوست دارین در کجا کنسرت بذارین و برای چه افرادی؟

افرادش  مهم نیست....ولی یه جای ساحلی مثل کیش که دریا داشته باشه.دریا رو خیلی دوست دارم.

۱۱.روی تخم مرغ ۷سین چه طرحی از آریان پیاده میکنین؟

گیتار.

**سوالات نوروزی و کریسمسی از نینف امیر خاص**

۱-تفاوت سال نو برای ارامنه و آشوری ها در چیست؟

عید کریمس مختص ارامنه و اشوری تنها نیست فرقه های مختلف مسیحی بنا به تفکرات واعتقادات خودشون برخی کریسمس رو بیست و پنج دسامبر میدونن برخ هفتم ژانویه بدنیا اومدن حضرت مسیح رو کریسمس می دونن.

۲-شما اقلیتهای مذهبی در زمان نوروز از الگوی غذایی خاصی پیرو می کنید؟ مثلا ایرانی ها در روز اول عید سبزی پلو با ماهی می خورند و البته این رسم دربین برخی فرقه های ارامنه هم متداول هست در مورد شما چطور؟

برای عید کریسمس بعید میدونم الگوی خاصی داشته باشن ولی میدونم برای صبح عید پاک خیلی ها حلیم درست می کنند و پای سیب هم درست می کنند در کشور های اروپایی کریمس رو با لفظ نوئل می شناسند و استفاده از غاز سرخ کرده و ژامبون بسیار متداول هست.

۳-هنوزم علاقه مند به دریافت عیدی از جانب والدینتون هستید؟

کادو رو کیه که بدش بیاد!...........هم گرفتنشو دوست دارم هم دادنشو.

۴-شما هم مثل اخر عید نوروز برنامه ایی مثل سیزده به در هست در سیستم کارتون؟

 عرض کنم که تقویم اشوری از دوازده فروردین شروع میشه یعنی اغاز سال نو با فصل بهار همراه خواهد بود و دوازده فروردین اول نیسان اشوری هستش.و البته یه چیز جالب . در بین ما ایرانی ها رسمی معمول هست به نام دروغ سیزده.یا دروغ اول اوریل.در زمانهای قدیم این یک سنت اشوری-بابلی بوده که روز اول اوریل که روز اول سال دروغ می گفتند به هم.

هنوزم میگن؟ هنوزم میگن. هر روز میگن........ دیگه فقط یه روز نمی گن هر روز می گن.....

۵-درخت کریسمس؟

 این داستان بعدا وارد بحث مسیحیت شد.این عادت رومی های باستان بود که برای جشن خدای ساترن یا زحل  برای پاسداشت اون خدا این رو به نشانه سمبل جاودانگی ابدی تزئین میکردند چون درخت کاج درختی است که در تمام طول سال سرسبز هست و طراوتشو از دست نمی ده.درخت نماد سنبل اون خدا بود و چون  بیست و پنج دسامبر بود وارد مسیحیت شد و نوع استفاده از این درخت تغییر کرد به این داستان کریسمس.

۶-نوروز ایرانی یا کریسمس کدام زیباترند؟

 هر یک زیبایی خاص خودشو داره من نمی تونم بگم کدومش زیباتره .

۷-تا به حال پای سفره هفت سین نشستید یا شده که خانواده محترم بیان کنند که امسال در منزل سفره هفت سین داشته باشیم؟

خانواده عموی من مخصوصا این کار رو انجام میدن خانواده خودم درخت کریمس رو هم خیلی تزئین نمی کنن...............

۸-در عید نوروز از کسی عیدی گرفتین؟

 عیدی هم بله گرفتیم............

۹-در مدرسه شده بود به خاطر مسیحی بودن شما تبعیض قائل بشن یا برتری بدن به شما؟

من سه سال اخر تحصیلاتم یعنی در دبیرستان  در مدرسه اقلیتها نبودم. یعنی تا سال اول دبیرستان در مدرسه اشوری ها بودم . سه سال اخر رو چون تغییر رشته دادم و منزلمون هم تغییر کرده بود تو مدرسه رازی درس خوندم.تبئیضی قائل نشدن برام  ولی یکی از محاسنی که داشتم این بود که خیلی منو دوست داشتم ناظم معلمها و دوستام.

۱۰-سیستم اموزشی مدارس اقلیت مذهبی چیه و چه کفیتی داره؟

 تنها فرقش یه سری کلاسهای فوق برنامه هست مثل کلاسهای زان اشوری.

۱۱-تا به حال شما رو بابانوئل کردند ؟

 بله بابا نوئل هم شدم.

***********************************************************

*****خاطرات همکاران وبلاگ***

*آترا رهگذر*

اولین بار یادم نیست کی وب   زهره رو دیدم . فکر کنم عید سال ۸۵ بود. با

خودم گفتم بازم یه وب اریانی دیگه چه دل خوشی داره صاحبش.! به قول دوستی مث

قارچ داشتن زیاد می شدن وبهای اریانی.تا اینکه زدو دو سه ماه بعد دیدم چه

عکسای نازی می ذاره این وب با باقی وبها یه فرق کوچولو داره. همه چیزش تازه

اس.کم کم زهره جونم با مصاحبه و کنسرت ها . برنامه های مختلف ترکوند و گمشده

من رو دست تمام وبهای اریانی بلند شد.یک سال گذشت و زیبا ترین عکس ها رو

برداشتیم از روی وب زهره.تا اینکه اردیبهشت سال ۸۶ یه گرفتاری کوچولو پیش

اومد در رابطه با کارایی که واسه اریان انجام می دادم.گرفتاری که با یک هفته وقت

گذاشتن حل می شد تبدیل شد به یک گره گنده و کور.اول به زهره ایمیل زدم. بعد با

هم چت کردیم بعد تلفنی حرف زدیم و این طوری شد که وبلاگ  گمشده ی من زیبا

ترین خاطره رو برام رقم زد و اون دوست شدن با زهره هوشمند عزیزم بود.فکر می

کردم زهره می تونه بمن کمک کنه خبر نداشتم چقدر دلگیر و ناراحته از محبت خیلی

از دوستان.زهره دلشکسته تر از من بود. نتونست کمکم کنه اما سنگ صبور خوبی

شد و دلداریم داد که خوب میشه همه چیز.با زهره دوست شدم.فکر کنم با ارزش

ترین چیزی که اریان برام بجا گذاشت دوست شدن با زهره  بود. البته بهتره از لطف و

توهین و تهمت و حتی تهدید دوستان دیگری که کمکم نکردن هیچ سنگ هم جلو پام

انداختن تشکر بشه.اینا تمامش نتیجه دوست داشتن اریان بود. دوستی با زهره

لیاقت میخواد. که امیدوارم من لایق دوستی با هاش رو داشته باشم.از مرداد ۸۶ با

مصاحبه ایی از ساناز کاشمری کار واسه گمشده من رو شروع کردیم تا رسیدیم به

الان که وب دو سالش میشه.اگر دستمون کمی باز بود. اگر بخت یاریمون میداد اگه

ترانه شرقی کمی دست از ادا اطواراش بر میداشت و کمی همت به خرج می داد

خیلی کارا می شد بکنیم برای وب.اما نه ترانه همت اش رو داشت.نه کمکمون کرد

کسی.اولین عکسی که وب زهره برداشتم یه عکس از سحر بود و بعد عکسهایی از

کیش مال سالهای قبل.بهر حال دم دنیا درازه....نفرین نمی کنم اما امیدوارم کسانی

که نامردی کردن در حق این وب خدا بذاره تو کاسشون..... مخصوصا پرسنل ترانه

شرقی به جز اقای رجب پور چون من ایشونو فقط با عینک افتابی می شناسم.....!

*ساجده سلحشور*

تو این بخش من فکر کردم نحوه ی آشناییم و با گمشده ی من بگم.

 

حدود 1 سال و نیم پیش من دنبال یک لینک از آریان می گشتم اما پیداش نمی کردم.

 

با خودم گفتم از یه وبلاگ آریانی کمک می گیرم که خیلی اتفاقی توی سرچم وبلاگ

 

 "گمشده ی من"  اومد و منم رفتم تو نظرات و خواستم که لینکو اگه دارن به من بدن.

 

این شد که زهره ی عزیز ایمیلش رو تو وب گذاشت که من بهش میل بزنم. و اون لینک

 

رو واسم میل کرد. بعد هم با هم چت کردیم. در واقع زهره اولین دوست آریانی من بود

 

و بهترین البته. زهره تنها دوست اینترنتی بود که نقاط مشترک زیادی با هم داشتیم

 

بزرگترینش اینکه هم رشته بودیم . از چت کردن باهاش هیچ وقت خسته نمی شدم.

 

حالا بماند که چقدر مزاحمش می شدم!  تو این 1 سال و نیم که باهاش دوست بودم

 

خاطرات فراموش نشدنی ازش دارم. حتی وقتی تلفنی هم باهاش حرف می زنم

 

دلم نمی خواد قطع کنم. اما اینکه چی شد که من همکارش شدم: راستش من

 

هیچ یک از مشکلاتی که زهره ها و آترا ها داشتن رو نداشتم. ولی درکشون می کنم 

 

و متاسفم برای همه ی بوجود آورندگان این مشکلات . من زیاد تو بحر آریان نبودم.

 

الانشم نیستم. اگه الان اسم من اینجا توی وب هست نه به خاطر آریان بلکه

 

فقط و فقط به خاطر علاقه م به زهره بود. و اما دوست عزیزم آترا جون که خیلی دیر

 

باهاش آشنا شدم. وقتی که قرار شد با این وب همکاری کنم آترا رو شناختم که از قبل

 

همکار زهره بود و از این بابت خیلی خوشحالم که این دو دوست عزیز و دارم. تنها فایده ی

 

آریان واسه من پیدا کردن زهره و آترا بود.

 

 

*زهره هوشمند*

 

راستش طی این ۲سالی که وب رو داشتم خاطرات زیاد شیرین و تلخی ازش دارم"....گذشته از اینکه فهمیدم چه کسایی دوست واقعی هستن و چه کسایی دوست نما و....

 

جالب ترین خاطراتم بر میگرده به اس ام اس های آقای پهلوان راجع به وبلاگ که هر چند موضوعی تلخ بود اما جالب بود برام.همون سالی که ای جاویدان قرار بود عرضه بشه و.... من مشهد بودم و توی وبم یه سری اتفاقات عجیب و غریب افتاده بود ...کامنت های ناجور و....که آقای پهلوان برام اس ام اس دادن حدود ۶ ۷ تایی شد و من رو از موضوع خبر دار کردن و من هم سریع رفتم کافی نت و در عین چت اتفاقی با ایشون که کف کرده بودم از کامنت ها ....کامنت ها رو هم پاک میکردم .ایشون هم میگفتن من شما رو میشناسم خوب....اهلش نیستی اما از حالا به بعد ٫بعد از تایید خودت اپرو کن. ایشالله سر فرصت بطور مفصل توی پشت صحنه تعریف میکنم براتون.

 

آخرین خاطراتم هم خیلی خیلی تلخ هستن.اما شیرین ترینشون پیدا کردن دوستانی واقعا مهربون و صمیمی و انسانی مثل آترا و ساجده دو دوست واقعی و گل.امیدوارم همیشه موفق باشن. ضمن اینکه آخرین پست وب هست خوبی بدی دیدن حلال کنین. من زیاد نت نمیام کمی ناپیدا میشم"موفق باشین.

 

***طنز آریانی***

مگه میشه....  آریانی ها  بدون نینف کار بکنن

هوادارا بدون سیا تو کنسرتا جیغ بکشن

مگه میشه حتی یه بار بی عشق اینا نفس کشید

چشما رو باز به شوق آریان وا کردم و اونا رو ندید

 

مگه میشه شری نباشه و ما از عشق یخونیم

مگه میشه بی سحر منتظر ساناز بمونیم

صدای علی دوباره فردا لایق ستایشه

از کجا بدونیم اما پیام هم کنارشه

مگه میشه.......... مگه میشه

 

وقتی میاد علیرضا، همه میگن که اومد

صوت خوش درام او می پیچه باز

بذار که مست از صدای ساز برزو بشیم تا باز بخونیم

برای ما ترانه ی عشق و بنواز

 

********

واسه ی گل زدن تیم ما ناز می کرد

وقتی که مربی داد و آغاز می کرد

توی استادیوم خبر از دایی نبود

وقتی داور دمید توی سوتش چه زود

خورشید از پنجره به رختکن سر کشید

از رخ مربی، رنگ غم پر کشید

علی جون اومد و روی نیمکت نشست

صدای مربی این سکوت و شکست

پر شده تو رختکن صدای مربی

می خونه به ترتیب همه ی اسامی

تعویض ضروری، دایی جون سروری

توی این سن و سال هنوزم برتری

قد و بالات زده بوسه به تیر افقی

تو چو تیر افقی، دراز و دیلاقی

می زنی نم نمک گل و گل مداوم

ای علی جان من، بهترین مهاجم

پر شده تو زمین صدای تماشاچی

می خونن به شدت نام علی دایی

گل یاسم تویی ، هوش و هواسم تویی

توی استادیوم ، فوروارد نازم تویی

 

********

دونه دونه دونه دونه دونه دونه

دونه های اشک روی گونه هات نشونه ی گریه زاری

باز نصفه شبه و دیر اومدم و طاقت دوریم و نداری

فکرای پلید توی ذهن تو خونه میکنن دوباره

رفتن به خونه ی مامان و بابا بهترین چاره ی کاره

چمدون و جمع کن برو، گورتو گم کن برو

وسایلتو جهاز و بزن خراب کن برو

خودت خبر نداری، بدبخت روزگاری

از وقتی با تو بودم، بد پشت بد بیاری

نفرت بین ما هرگز تمومی نداره

زن بدبین عاقبتش چوبه ی داره

فصل قشنگ عشقمون روبه فراره

توی دلم نفرت تو هزار هزاره

بیا دست وردار از من، برو فکر خودت باش

بیا فکر سرانجام دنیا و آخرتت باش

بیا که توی دنیا با تنهایی بسازیم

بیا که با جدایی از این عذاب رها شیم

 ********

می خوام که بی تو باشم، ازت می خوام همین و

بیام سرت بریزم همه خاک زمین و

برو که باز ببینم امید زندگی رو، برو که سر بیاری همه افسردگی رو

بدون که عالم ما پر از حرف نگفته ست، یه دنیا غم و غصه توی چشام نهفته ست

بدون که عالم ما پر از حرف نگفته ست، یه دنیا غم و غصه توی چشام نهفته ست

من از تو می خونم برو تا نمیرم که بی تو رهایم که با تو اسیرم

می خوام تو موج دریا خفه بشی بمیری، تو آتیش جهنم بسوزی گر بگیری

برو تا دل نگیره دوباره باز بهونه، اگر چه بوی گندت می مونه توی خونه

برو تا دل نگیره دوباره باز بهونه، اگر چه بوی گندت می مونه توی خونه

من از تو می خونم برو تا نمیرم که بی تو رهایم که با تو اسیرم

 

 ***

***

 ***

 ***

 ***

 ***

 ***

***

علی:شراره میزنمت!

علیرضا:نه گناه داره!

پیام:علی اینجوری بزن!

***

***

***

***

***

 ***

***

***

***

 ***

***

***

***

***

***

 ***

 ***

 

***

***

***

***

 ***

***

 

**دانلود تبریک عید و مصاحبه **

 خوب دوستان در این پارت میتونین تبریک عید شراره فرنژاد و ساناز کاشمری که تصویری هستن و همچنین مصاحبه صوتی ساناز٫نینف و مصاحبه در دبی رو دانلود کنین" جا داره از آقای میثم ابراهیمی که واقعا لطف کردن و زحمت اپ کلیپ ها و مصاحبات رو کشیدن صمیمانه تشکر میکنیم"

*ضمنا مصاحبه ساناز عزیز پارسال بود که متعلق به وب طوفان اریانی بوده! اما خودتون میدونین که متاسفانه هک شد و....!!!!

**دوستان تمام کلیپ ها و صداها با اینترنت ADSL آپ شدن و چک شدن هیچگونه مشکلی ندارن با این حال اگه مطمئن شدین مشکل از طرف شما یا سرعتتون نیست در قسمت کامنت ها بگید"

 

 

مصاحبه با آریان در دبی

مصاحبه با نینف امیرخاص

مصاحبه با ساناز کاشمری

تبریک عید شراره فرنژاد....تصویری

تبریک عید ساناز کاشمری....تصویری

دانلود...

 

**یک مدیر توانا....محسن رجب پور**

محسن رجب پورمتولد ۳۰ اردیبهشت ۱۳۵۰.فرزند اول خانواده.دانشجوی انصرافی رشته مهندسی الکترونیک.صاحب ۲فرزند.مدیری صاحب نام در عرصه موسیقی کشور و مدیر شرکت ترانه شرقی.

بی شک او بود که باعث پیشرفت گروه آریان شد و همچنین در سال ۸۵ بنیامین را به موسیقی ایران و حتی جهان معرفی کرد که به طرز شگفت اوری مشهور و محبوب شد.اما محبوبیت گروه آریان سابقه ایی طولانی دارد. او که با دیدن فیلم گروه آریان باعث شد تا اولین گروه متشکل از دختر و پسر در ایران بعد از انقلاب پایه گذاری شود.

همیشه از او فکرها و ایده های جدیدی دیده ایم.مدیری توانا که دوست دارد سهمی در پیشرفت موسیقی کشور داشته باشد و صد البته تا کنون با توجه به مشکلات فراوان بسیار هم موفق بوده است...

بسیار مهربان و متین ...اما زمان کنسرتها میتوان استرس را از چهره اش خواند...دوست و یاری دیرینه برای گروه آریان....و بی شک هر زمان نام او اورده میشود بسیاری یاد این گروه می افتند.

در سال جدید برای ایشان آرزوی موفقیت داریم"

***

**هدایای دوست آریانی**

 *دوست عزیز وبلاگ نویس مینا حبیبی ازشون خواستیم برای تولد وب هدیه ایی پییشکش ما بکنه که لطف کرد و ۳ عکس آریانی بسیار جالب که نوروزی هم هستند رو برای ما ارسال کرد.

از مینا عزیز بی نهایت سپاسگزاریم"

***

***

**برندگان ارسال کنندگان خاطرات آریانی**

 خوب بریم سراغ دوستانی که لطف کردن و برای وب خودشون خاطره آریانی فرستادن.فقط ۲دوست امسال لطف کردن .دنا و مهدیه عزیز.چون ۲نفر بودن ما هم تصمیم گرفتیم به رسم یادبود به هر ۲دوست جایزه بدیم.چون مهدیه عزیز خارج از شکور هستن یه سری عکس براشون میل میزنیم (عکس اورجینال)....و برای دنا عزیز هم هدیه آریانی شون پست خواهد شد.

از این ۲دوست عزیز بسیار سپاسگزاریم"

 

 **سیامک خواهانی در علی سنتوری**

۲عکس در برد سینما:

*سینما کرمان"

 ***

 حرف پایانی:

زهره:

حرف آخری نمونده....از تمامی کسانی دل ما رو شکستن ممنونم.ما اومدیم عاشقانه برای آریان کار کنیم بی هیچ منتی اما نه تنها تشکری ندیدیم بلکه تهمت هم دیدیم و شنیدیم.تشکری نیاز نبود اما.............اینکار چیه!؟!؟ من هم به عنوان کسی که تنها شروع کرد و حالا ۲همکار دارم و بعد ۲سال دیگه نفسم و نفسمون رفت.اوایل عالی عالی بود اما الان نفسی نیست برای آریان....همین!موفق باشید.خدانگهدارتون.

آترا:

حرف اخر؟.... شاید بد اشه اما می نویسم  دلمو خیلی شکستن به خاطر اریان خیلی  تهمت شنیدم نمی بخشم و نمی گذرم از کس و کسانی که این تهمتها رو زدن بهم متاسفم برای همه شون متاسفم برای خودم که با ادمای عجیبی رو به رو شدم کاش هچوقت به واسطه اریان نمی شناختمشون .

 

ساجده:

با صحبتای این دو تا عزیز من دیگه چی دارم بگم. قبلا هم گفتم. خدا رو شکر من هیچ مشکلی نداشتم. اما در جریان هستم. دل دوستای عزیزم شکسته شد. الانم خوشحالم که وب تعطیل میشه و دوستام بیشتر از این اذیت نمیشن. خوب دیگه حرف آخرم که دارم من می زنم: خدا حافظ همگی. امیدوارم تو سال نو همه موفق باشن.

 

 ***

***

 

***

***.

پی نوشت مهم:**

از این به بعد هر عکسی با هر مضمونی این چنین (بخش طنز آریانی)ساخته شد٫نویسندگان گمشده من (زهره ٫آترا٫ساجده)هیچ مسئولیتی در قبال آن نخواهیم داشت. عکسها فقط شوخی بوده و قصد هیچگونه توهینی وجود نداشته.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/03ساعت 4:13 بعد از ظهر  توسط زهره"آترا"ساجده "  |