تبليغاتX
آریان...گمشده من (تعطیل شد) - گزارش کنسرت ...(قسمت دوم)...
تو یعنی گمشده من که به وسعت نگاهم.....بیقرار دیدن تو عاشقونه چشم به راهم
سلام آریانی های عزیز...

واقعا ممنونیم از نظرات و حمایت های شما عزیزان که باعث دلگرمی ما هستید...

در ابتدا یه نکته رو بگیم که خیلی از دوستان سوال کردن و اون هم راجع به ادامه مصاحبه

با آقای رجب پور عزیز هستش...والا ما تا اومدیم ادامشو بذاریم شد کنسرت کرمان و...

خوب دیدیم اول گزارش کنسرت براتون بذاریم و به محض اتمام گزارش ادامه مصاحبه با

آقای رجب پور عزیز و.....؟؟

خوب ابن هم از قسمت دوم:(از زبان زهره):

صبح جمعه اینقدر خسته بودم که تا ساعت ۱۱ خوابیدم!بعد هم بابا رو بیدار کردم که زنگ بزنه

هتل پارس برای رزرو جا برای ضیافت نهار همراه آریان ...بابا که زنگ زد گفتن باید حضورن

بیاین ! بابا هم رفت هتل که...زمانی داشته میز رزرو میکرده آقای پهلوان رو در لابی هتل دیده!

و آریانی ها که چندان سرشون شلوغ نبوده! سریع زنگ زد من (زهره):کجایی دختر؟!آریانی ها

همشون اینجان!و....با آفای پهلوان سلام و احوالپرسی کرده و گفتن:من بابای زهره هستم!

آقای پهلوان:اااااااا پس خودش کجاست؟!!؟! بابا:والا دیشب خدمتتون بوده امروزم میاد!

آقای پهلوان:اااااااا دیشب؟!!

چون من خودمو معرفی نکرده بودم! آفای پهلوان فکرکنم تعجب کرده بودن!!

و شد ساعت ۱ ظهر که همراه بابا رفتیم پارس...که اول مریم جان و کرال عزیز و...دیدیم

بس که شلوغ بود با اینکه رزرو کرده بودیم اما میز نبود!!!فقط میز خالی در وسط بود برای

آریانی ها...خلاصه با اقدام مسئولین هتل و...ما هم منتظر ورود آریانی ها شدیم!

که بعد از ۲۰ دقیقه یا بیشتر:آقای پهلوان و صالحی در جلو و بعد همه آریانی ها با صدای

دست زدن و خوش آمد گویی جمعیت وارد شدن!

تازه میخواستم برم جلو و خودمو معرفی کنم که خیلی هم خجالتم میشد! خلاصه رفتم و

برای اولین بار به صورت حضوری!! به آقای پهلوان سلام کردم و خوش آمد گویی و خودمو

معرفی کردم!ایشون هم بسیار صمیمی و مهربان مثل همیشه!

دیگه مزاحم نشدیم تا بعد از نهار!که بعد از اون هم فقط تونستم از آقای رجب پور و پیام عزیز

(که در مورد عکسشون هم توی وب مهسا جان گفتم)و علی آقا امضا بگیرم و چند تایی هم

عکس و بحث در مورد...

کنسرت هم که آقای پهلوان توضیح دادن...پاره شدن سیم گیتارشون و حذف بذار برم....و...

*********************************

و اما از زبان مریم:

چه لحظات به یاد ماندنی بود حتی یاد آوری خاطراتش...برام جاذبه کنسرت شب اول که تموم

شد وقتی رسیدیم هتل من و کرال رسیدیم هتل تا ۲ .۳ شب فقط جواب تلفن میدادیم برای

دوستان که از کنسرت براشون تعریف میکردیم!من صبح ساعت ۱۰ اومدم پایین رفتم کافی

شاپ !آریانی ها هم اومدن پایین و به صدای تا حدودی گرفته من خندیدن!

از اون موقع پیام توی برنامه ها میگفت :هر کی میاد کنسرت بعدش صداش باید بگیره!

البته اینو بگم همش بخاطر کنسرت نبود !یه حساسیت همیشگی به گرما! همه گذاشتن

به حساب کنسرت پیام میگفت:آفرین اینه!!!

۲ ۳ تا تماس با بچه ها داشتم که همون موقع با بچه ها صحبت کردن!

بعد هم آریانی ها رفتن بیرون!

نهار هم جاتون خالی !زهره جان با پدرشون اومده بودن یک نهار هم کلی خاطره انگیز بود

بعد ار نهار هم یک بحث خوبی شد درباره الیور کان!کرال هم دفاع میکرد !خلاصه آقای رجب

پور گفتن سانس ۲ بهتره بچه ها!ما گفتیم باشه اما جالبه ساعت  ۴ ۵ گفتیم آقای رجب پور ما

۵ میایم!زنگ زدم زهره که بیا بریم...علی جان راجع به کنسرت ها توضیح دادن دقیقا مثل روز

قبلش  با مولا علی جان شروع کردیم به خواندن آقای رجب پور راست میگفتن هوا روشن بود

یک کم!اما باز هم کلی شلوغ بود!!!

************************************************************

 **********************************************************

 *****************************************************

آریانی ها در حال ورود به رستوران هتل پارس:

******************************************************

********************************************************

*******************************************************

******************************************************

************************************************************

*****************************************************************

***************************************************************

اینجا نینف عزیز خیلی تعجب زده دارن ازم میپرسن این عکسارو از کجا اوردی؟!!

************************************************************

خوب آریانی های عزیز امیدواریم لذت برده باشین...

امضای اعضای آریان رو هم به زودی براتون میذاریم...

شاد باشید و آریانی...و حامی همیشگی آریان...

پی نوشت:* آقای بنیامین همراه آریان به کرمان تشریف نیاوردند!

      دوستدارن همیشگی آریان و آریانی:مریم و زهره همیشه آریانی...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/22ساعت 1:57 قبل از ظهر  توسط زهره"آترا"ساجده "  |