|
|
|
|
|
سلام خدمت دوستای عزیز آریانی... امیدواریم خوب و سلامت باشین. میبخشین که دیر شد! دوستان عزیز آریانی ما که از مباهات شما که لطف دارید ممنونیم اما بعضی وقتها بعضی از بی لطفی دوستان کمی بی انصافیه ما فقط این ۴ پستمون برای کرمان بود پستهای قبل و کارهای ابتکاری که داشتیم از قبیل (سه شنبه رویایی)فکر نکنینم با این ۴ پست زیر سوال یره! و زمانی که (مریم عزیز)با زهره تصمیم به همکاری گرفت خواستیم وب متفاوتی داشته باشیم با خبرهای جدید به دور از تکرار !ما که امیدواریم دیگه قضاوت با شما! و اما آخرین قسمت (آریان در فرودگاه): زهره: شب قبل مریم جان بهم گفته بود که فردا ساعت ۱۱:۳۰ پروازه که آریانی ها هم همزمان با مریم جان پروازشون بود. صبح یک شنبه ساعت ۱۰ بیدارشدم و سریع رفتیم هتل پارس. که وارد هتل شدیم آقای رجب پور عزیز رو دیدیم که ازشون سوال کردیم " آریان کی میاد ؟ و ایشون گفتن در حال آماده شدن هستن و تا ۱۵ دقیقه دیگه میان. ما هم نشستیم و منتظر شدیم که بالاخره اومدن پایین. اینم بگم که با مریم جان تماس گرفتم که توی هتل نبودن. و من دیگه واقعا نمیدونم چرا خجالتم میشد برم جلو!!! اما با امیر رفتیم پیش آقای پهلوان عزیز و ایشون هم واقعا مهربونن که برای همه ثابت شده. من خیلی ناراحت بودم از اینکه اینهمه زود تموم شد! اصلا باورم نمیشد.! باز هم یه سری از طرفداران اومده بودن هتل و در حال عکس و امضا گرفتن بودن. که آقای پهلوان نگاهی کردن به اطراف و گفتن :آخرش جا می مونیم! من هم گفتم:چه اشکال داره؟ خوب بمونین کرمان!!! که آقای پهلوان خندیدن!! خلاصه حرکت کردیم به سمت فرودگاه و مریم تماس گرفت که ما میریم فرودگاه و همونجا همدیگرو میبینیم. و زمانی که وارد فرودگاه شدیم " قسمت ورودی همزمان با نینف عزیزبودم! که داشت چمدونشو میذاشت روی نوار و من هم دیگه روم نشد کیفمو بذارم! حالا خانمه گیر داده بود! گفت خوب صبر کنین نمیشه!!! اونا هم که میدونستن قضیه چیه کلی خندشون گرفته بود! بالاخره داخل سالن شدیم و مریم جان رو دیدم و همچنین آریانی ها رو که مشغول تحویل بار بودن...واقعا لحظات غیر قابل توصیفی هست برام خوشحالی در عین ناراحتی!!! هر کدوم از آریانی ها مشغول انجام کاری بودن سیامک عزیز که معلوم بود خوابش میاد! پیام عزیز در حال صحبت با موبایل...و طرفی دیگه هم شراره و ساناز عزیز نشسته بودن. من هم کلی بغضم گرفته بود . بعد ار گذشت ۱۰ دقیقه بالاخره زمان پرواز فرا رسید و با مریم عزیزم کرال گل و مامان عزیزشون خداحافظی کردم که واقعا ناراحت بودم. بعد از اون هم رفتیم پیش آقای پهلوان که دیگه داشتن وارد سالن پرواز میشدن و باهاشون خداحافظی کردیم و... و بالاخره بغضم ترکید!!! واقعا این روزها یکی ازبهترین و خاطره انگیزترین روزهای زندگیم بود...>حس خوب با آریان بودن. لحظات شیرین و به یاد ماندنی . واقعا یادش بخیر. **** مریم: راستش این قسمت آخر رو زیاد دوست ندارم تعریف کنم .یک شنبه روز آخر بود.دیگه باید از کرمان خداحافظی میکردیم. زهره وقتی با من تماس گرفت ما بیرون بودیم برای خرید سوغاتی .بعدش هم همدیگرو توی فرودگاه دیدیم. آره دیگه وقت خداحافظی بود.دلم گرفت به یاد روزی افتادم که زنگ زدم زهره که روز تولد بود و تازه خبر کنسرت رو گرفته بودم و بهش گفتم داریم میایم کرمان عجب روزی بود. خلاصه وقت خداحافظی بود : زهره خداحافظ >>> البته خوب اینو زمانی داریم مینویسیم که خبر کیش همه رو ذوق زده کرده! و ممکنه همدیگرو باز هم ببینیم همینطور شما دوستای گل آریانی. بعد هم که رسیدیم مهر آباد .باز هم باید کلی از آقای رجب پور عزیز تشکر کرد واقعا سفر عالی و رویایی بود .همینطور از آریان و خانواده مهربون زهره عزیزم. راستش باز هم از همه ممنون در پایان و امیدوارم کیش جور بشه و یک خبر خیلی عالی برای شما آریانی ها دارم که به موقعش تا چند روز دیگه با خبرتون میکنم.البته هر چند یکی از دوستان این خبر رو نصفه اعلام کرد! ولی خبرشو خودم از وبلاگمون و گروپ و همچنین arian4u اعلام خواهم کرد. مطمئنم خوشحال خواهید شد. *************************************************** آریان در فرودگاه ..بازگشت به تهران! ********************************************************** معلوم میشه سیامک جان خیلی خوابش میاد! *********************************************************** سیامک عزیز در رستوران ماهان: ***************************************************** ********************************************************* با تشکر از دوستان عزیز در هتل پارس که این عکس رو که فکر میکنیم مال سال ۸۳ هست رو در اختیارمون قرار دادن: ************************************************************* ************************************************************ ************************************************************ پیش تا پایان ای....؟ ******************************************************** **************************************************************** این هم عکسی هست که انداختیم روی کیک: ***************************************************************** این عکس رو هم مریم جان توی فرودگاه داد به آقای پهلوان: *************************************************************** یک نکته رو یاد آور میشیم که برخی دوستان گفتن در مورد عکس ها راستش مجبوریم عکس ها رو کوچک کنیم چون بزرگ باشن هم وب دور باز میشه و هم آپ عکسها واقعا سخت میشه! (دوستان وب نویس میدونن چه رنجی داره)!!! امیدواریم ببخشین ! و این هم قسمت پایانی بود که امیدواریم لذت برده باشین. و امیدواریم بتونیم شما آریانی های عزیز رو در کیش به همراه آریان عزیزمون ببینیم و تبریک هم میگیم که بالاخره کنسرت های آریان داره شروع میشه. امسال سال آریان و آریانیه!! همیشه شاد و موفق و آریانی باشین...دوستتون داریم. دوستداران همیشگی آریان و آریانی :زهره و مریم همیشه آریانی. |
||